♥•.¸.♥تقدیر عشق من وتـــــــو ♥•.¸.♥

صدای شر شر بارون تو این پاییــــز چه دلگیره
دل مـــونس تو این شبها؛سراغ تو رو میگیــره
دلم تنـــگ است برای تـــو؛برای آن نگاه تــــو
دلم با حسرت و گریه داره جون میده می میره
نمی دونم چــــرا بازم دلــــم چون برگ پاییـــزه
وهر لحظه دل تنگـــم؛تــــوی موج غمــــا گیــره
دلم امشب بیاد تــــــــو بسان اشـک لـــرزونه
وجـودم خالی از شادی؛ یه عمره از غمت سیره
امــون از فرقت و دوری ؛تو این دنیای تو خالـــی!
که زخمش رو دل مــونس ؛شبیه زخـم شمشیره
خـــــدا می دونه فردامون چه چیزی پیش رومـونه
میسازم با غمم امــروز ؛که فردا دست تـقـدیـره

عشق پاییزی من باز سلام !
چند وقتی است گل خاطره ات
بغض پر رنگ مرا
از سر حنجره ام می چیند...!
چه بگویم امشب ؟؟؟
تو که نیستی همه عادت کردند
زندگی جاری شد
هر کسی فکر خودش بود و خودش...!
اصلا انگار نه انگار کسی داغ غریبی به دلش چنگ زده !
من ولی باور کن ...
بعد تو می پوسم ...!

کاش میدانستی ...!
کاش میدانستی ...
پشت احساس ترک خورده ی من ؛چه غمی پنهان است!
من فدای تو شنیدم که دلتنگ شدی برای این دل ...
من بمیرم که کسی می گوید
چشم زیبای تو هم گاه غروب ؛
گوهر اشک به دامان صدف میریزد...!
وهمان خنده که هرشب به دلم قصه ی لالایی بود !
دیگر از سردی غمها به لبت می ماسد؛
تو که می دانی از پس فاجعه ی رفتن خویش ٰ؛
سهــــم تقدیرم را ...
شاید هم یک روزی ؛
قصه ی عشق فراموشت شد
اما من به تو دل نسپردم که اگر حادثه ای پیش آمد...!
زدلت باز بگیرم آن را
اگر ازکوچه ی ما رفته رویای صدایت به خموشی امشب ؛
باز از عمق دلم هر شب و روز ؛
به مسیر تو و راه سفرت می نگرم ...!
شاید آهنگ خداحافظ ما ؛
به سلامی دگر از غنچه ی لبهای تو
خاموش شود ...
به امید آنروز ...!

مـــــــــــــونس
❤•❤