ای غریبه سلام بر چشمت ،

زانکه چشمان تو اهورایی است 

هستی من غریبه لبخندت،

کاین چنین خوب و پاک و عرفانی است

ای غریبه چه زندگی سخت است

با نگاهی پر از پریشانی

ای غریبه نگاه زیبایت ،

مملو است از بلوغ عرفانی

اینک ای عشق من نخستین عشق،

یاد تو در دلم شکوفا شد

ای نگاهت صبور و آبی و پاک

عشق تو در دلم هویدا شد

با تو ای همنشین خلوت دل ،

از غم غصه و جفا دورم 

بی تو ای یادگار اندوهم ،

مثل بغضی شکسته مهجورم

آه اگر فکر دیگری باشی،

میشوم مملو از سیه روزی

ای دریغا به وعدهء دیروز ،

وی فسوسا به خشم امروزی

می گریزی از من به بیراهه،

تا شوی همره کسی دیگه 

ای غریبه چه سرد و دلسنگی،

با دلت من چه کرده ام آخر 

بادل من چه میکنی ای عشق،

از چه رو او مرا نمیخواهد

تا به کی منتظر بمانم عشق،

تابیاید صبور و رویایی 

ای غریبه فدای لبخندت

پس بگو تا چه وقت می آیی؟؟؟

مــــــــــــــــــــونس