بی قرار تو ام و...

در دل تنگم گله هاست...!


آه !!! بی تاب شدن ،

عادت کم حوصله هاست...


مثل عکس رخ مهتاب،

  که افتاده در آب ؛


در دلم هستی و...

بین من و تو فاصله ست!!!


آسمان با قفس تنگ ،

چه فرقی دارد ؟؟؟


بال، وقتی قفس پر زدن چلچله هاست...!!!

باز می پرسمت از، 

مسئله ی  دوری و عشق...


وسکوت تو........!!!

جواب همه ی مسئله هاست...!!!!


================


در سرزمینی که دیگر نه آوای خوش پرندگان است 


ونه چهچهه ی قناری ....


دلتنگی بیداد میکند و طاقت از کف داده ایم ...


باید عزم سفر کرد و به ناکجا آباد رفت ...


 به جایی که دیگر مفهومی برای زندگی نیست...


باید به مرگ اندیشید و مهتاب را شاهد

 

دلتنگیها دانست!!


وبیقراری دلهای نا آرام را فقط برای او باز گو کرد ...


ودستانمان را ملتمسانه بسوی آسمان 


بالا آوریم واز او استعانت بطلبیم !!!


مــــــــــــــــــــــــونس