آزار

دیشب کسی ،قلب مرا آزار میکرد
دستی دلم را میزد و بیدار میکرد
دیشب غروری باز هم پا پیچ من شد
بادست تبدارش، مرا بیمار میکرد
دیشب بیاد چشمهایت، گریه کردم
اشکم غم عشق تو را ،اقرار میکرد
دیشب بیاد غصه هایت ،غصه خوردم
چشمی تو را با غصه ات ،انکار میکرد
می خواستم بی تو ،به دنیا دل ببندم
اما دلم ...وصل تو را اصرار می کرد
دیشب دوباره یاد بودن با دل تو
قلب حقیقت جوی من را دار میکرد
گفتم که عشقت را زیادش می برد دل
اما دلم اسم تو را تکرار می کرد
دیشب نبودی تا ببینی بی تو دردت
قلب پر از اندوه من را خوار می کرد!!!
مـــــــونس
+ نوشته شده در ساعت توسط مـ ـوــــنســـ❤
|
❤•❤