دیشب شبیه شمع ، سراپا گریستم

دور از نگاه مردم دنیا ،گریســــــــــتم

مهتاب مرد،  زندگیم رنگ غم گرفت 

پایان جشن آیینه ها را گریستــــــــم

پشت سکوت تلخ شب ،آنسوی مهتاب 

در انتظار دیدن فردا گریستـــــــــــم

گاهی کنار غربت گلهای اطلسی

گاهی کنار پنجره ،تنهـــــا گریستم

با چشمهای غم زده در گوشه ی اتاق

اندوه ابر های جهان را ،گریستـــــــم

مـــــــــــــــــــونس