نفس عشق تو را میخواند

وتو خود میدانی که

نسیم نفست بوی گل یاس سپید

در سحر گاه دل خسته ی من می باشد

وتو خود میدانی

نفس عشق مرا میخواند

به سرایی که فقط خوشبختی است

وتو با عود سفید احساس

رختی از جنس وفا می پوشی

وسپس بلبل گلزار دلت میخواند 

غزل سبز و دل انگیز مرا 

که نمادی است برای ماندن 

ریشه دادن 

سر به افلاک کشیدن با تو 

وتو خود میدانی!!!

که اگر باز صدایی باشد

همه فریاد غرور من وتوست

که ز رعد شب یلدای پر آواز تر است

و تو خود میدانی با تو تنها 

عشق یعنی همه چیز

مــــــــونست