یا فاطمه !!!من عقده ی دل وا نکردم 

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم!!!!

این روزها دوست دارم بگریم...بغضی سنگین گلویم را می فشرد...

نمیدانم این چه حکمتی است ،

هر سال فاطمیه که میشود غمی جانکاه وجودم را در بر میگیرد...

از کودکی به من آموختند دوست بدارم ارزشهای آیینمان را ؛

و من پاس داشتم همه ی آن مفهوم پاکیهارا؛

امروز دلم اشک میخواهد،...

دوست دارم بروم و بنشینم روی خاکهای بقیع ،

به چادر مشکی و خاک خورده ی بی بی نگاه کنم...

با بغضی خفه شده در گلو به صورت سیلی خورده و زخمی،

و پهلو و بازوی شکسته اش ...

زل بزنم و با صدای بلند بگریم و این بغض لعنتی را برای همیشه بشکنم...

وآنگاه بی بی با همان قامت خمیده اش به سراغم آید،

دستش را زیر چانه ام بگذارد و آرام اشکهایم را از گونه هایم کنار بزند...

بخدا دلم تنگ است برای اخلاص نگاه مادرانه اش...

ایام شهادت بی بی پهلو شکسته ی دو عالم

(حضرت فاطمه ی زهرا "ُس")

را تسلیت میگویم...

مونس