مثل دو ماهی می رویم دریا

دور از حصار تنگ و حوض ماه

در گوشه ای کوچک در آن پهنا

تا عمر داریم می رویم تنها

مثل دو گلدان بر لب طاقچه

چشم شب فردا ترک بسته

در صبح فردایش نمی روشن

از شبنم آفتابی شرر بسته

مثل دو پیچک میشویم در هم

پر عشق باهم میخوریم پیوند

در پیچ و تاب سبز ما لبخند

با روزهای عشق خود پیوند

مثل دو گیلاس میشویم همزاد

همسایه با آفتاب و با مهتاب

عمق نگاه تو زلال آب

مــــــــــرد خیال من ،مرا دریاب!!!

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونس